دوه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دوه . [ دَوْه ْ ] (ع مص ) شتر را در نوبت چهارروزه خواندن به آب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
دوه . [ دَ وَ ] (فعل ) در بیت ذیل از مولوی صورتی است از «دود» بمعنی شتابد و سریع حرکت کند : گفتا شتر به ترکی چه بود بگو، دوه گفتا بچش چه ؟ گفت خود او از پی اش دوه . مولوی .
دوه . [ دَ وَ / وِ ] (ترکی، اِ) شتر : گفتا شتر به ترکی چه بود بگو، دوه گفتا بچش چه، گفت خود او ازپی اش دوه . مولوی .