دوشیده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دوشیده . [ شی دَ / دِ] (ن مف، اِ) شیر داده شده . (ناظم الاطباء). که بدوشندش . محلوب . (یادداشت مؤلف ): خلیطة؛ دوشیده شدن ناقه بر شیر گوسپند. انشخاب ؛ دوشیده شدن شیر. استعتام ؛ درشبانگاه دوشیده شدن ناقه . عتم ؛ دوشیده شدن شتر وقت عشاء. اعتام ؛ دوشیده شدن شتر ماده . (منتهی الارب ). ◄ شیرده . ◄ زن پستان بزرگ . ◄ توأمان . ◄ جعلی . (ناظم الاطباء). ◄ افشرده . (یادداشت مؤلف ): معصرة؛ جایی که دوشیده ٔ انگور نهند. (لغت نامه ٔ مقامات حریری ).