دوب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دوب . [ دَ ] (ع مص ) کوشش نمودن و رنج دیدن در کار. (منتهی الارب ) (آنندراج ). پیوسته کاری کردن به جد و رنجیدن . (تاج المصادر بیهقی ). داب . (ناظم الاطباء). رجوع به داب شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دوب . [ دَ ] (ع مص ) کوشش نمودن و رنج دیدن در کار. (منتهی الارب ) (آنندراج ). پیوسته کاری کردن به جد و رنجیدن . (تاج المصادر بیهقی ). داب . (ناظم الاطباء). رجوع به داب شود.