دوبرجه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دوبرجه . [ دُ ب ُ ج َ / ج ِ] (ص نسبی ) دوبامه . دوبرجی . کبوتر که در دو برج آشیان دارد. (یادداشت مؤلف ): مثل کبوتر دوبرجه ؛ مجازاً، دورنگ و غیرثابت و بوالهوس . رجوع به دوبرجی شود.
دوبرجه . [ دُ ب ُ ج َ ] (اِخ ) دهی است از بخش اسفراین شهرستان بجنورد. دارای ١٠٩ تن سکنه . آب آن از قنات است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
دوبرجه . [ دُ ب ُ ج َ ] (اِخ ) دهی است از بخش اسفراین شهرستان بجنورد. دارای ٤٤١ تن سکنه . آب آن از قنات است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).