دوانیق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دوانیق . [ دَ ] (معرب، اِ) ج ِ دانَق . (یادداشت مؤلف ) (دهار). ج ِ دانق، معرب دانگ . (یادداشت مؤلف ) : صاحب نظری دقیق در احتساب شعیرات و دوانیق ... (تاریخ جهانگشای جوینی ). الطینة ستة عشر ما شجة و الماشجة اربع دوانیق ذهب و صرف ذهبهم علی نصف دینار النیسابوری . (الجماهر ص ٣٦).