دوالک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دوالک . [ دَ ل َ ](اِ مصغر) تصغیر دوال است . (برهان ). ◄ دوالی را گویند که بدان قمار بازند. (برهان ) (غیاث ). ◄ نوعی از قماربازی است که به دوال چرم می بازند. (غیاث ) (آنندراج ). رجوع به دوالک بازی شود. ♦ بازی دوالک ؛ کنایه از مکر و حیله و نیرنگ سازی است : با معجز انبیا چه باشد زراقی و بازی دوالک . ابوالفرج رونی .
دوالک . [ دَ ل َ ] (اِ) اشنه . دواله . دوالی . آلک . (ریاض الادویة) (بحر الجواهر). نام دارویی خوشبوی . (برهان ) (از غیاث ) (از آنندراج ).