ده پنجی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ده پنجی . [ دَه ْ پ َ ] (ص نسبی ) ده پنج . زر ناسره و غیرخالص که ده دینار آن پنج دینار باشد و بر این قیاس زر دهدهی یعنی زر سره و خالص . (انجمن آرا) (آنندراج ).زر کم عیار بسیار غش . (غیاث ). زر قلب و ناسره . (از برهان ). زر و سیمی که نصف آن (یعنی از هر ده حصه پنج حصه ) فلزی دیگر باشد. (یادداشت مؤلف ) : با من آن شد که در سخن سنجی دهدهی زر دهم نه ده پنجی . نظامی . در ترازوی آسمان سنجی بازجستند سیم ده پنجی . نظامی .