دنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دنی . [ دُ نا ] (ع اِ) ج ِ دنیا. (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). رجوع به دنیا شود : اعز مکان فی الدنی سرج سابح و خیر جلیس فی الزمان کتاب . متنبی .
دنی . [ دِ ] (اِخ ) (سَن ...) حامی فرانسه در قرن سوم میلادی . گویند نخستین اسقف پاریس بود و در مونمارتر به شهادت رسید. (از دایرةالمعارف فارسی ).
دنی . [ دَن ْ نی ] (ص نسبی ) منسوب به دن . شکلی از مروارید شبیه به خم . (یادداشت مؤلف ). رجوع به دن شود.