دنج
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دِ) (اِ.) (عا.) جای خلوت و آرام.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دِ) (اِ.) (عا.) جای خلوت و آرام.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دنج . [ دُ ن ُ ] (ع ص، اِ) ج ِ دَنوج .(منتهی الارب ) (از آنندراج ). ◄ ج ِ داناج است، به معنی دانشمند که معرب داناست . (آنندراج ). ج ِداناج . (ناظم الاطباء). رجوع به دانا و داناج شود.
دنج . [ دِ ] (ترکی، ص ) در اصطلاح عامیانه از کلمه ٔ «دینج » ترکی به معنی خلوت و آرام . جای بی آمد و شد. جایی که خلوت و بی شور و جلب و هیاهو باشد. آرام و آسوده : گوش دنج . گوشه ٔ دنج . (یادداشت مؤلف ). جای امن و امان و جای آسایش و مخلا بطبع. (ناظم الاطباء). ◄ در آذربایجان به صورت صفت برای انسان (مخصوصاً کودکان ) آرام و بی آزار بکار رود، گویند: فلان کودک دنج است یا نادنج است . دنج بنشین . دنج بمان .