دلق پوش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دلق پوش . [ دَ ] (نف مرکب )دلق پوشنده . پوشنده ٔ دلق . که دلق پوشد. ◄ که دلق پوشیده است . پوشیده دلق . آنکه لباس مندرس پوشیده است . (ناظم الاطباء). ◄ درویش و زاهد.(آنندراج ). گوشه نشین . (ناظم الاطباء). صوفی، باین تعبیر که دلق می پوشیده است . صوفی کامل . مرشد راه دان . اولیأاﷲ. (فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی ) : در میان دلق پوشان یک فقیر امتحان کن وآنکه حقست آن بگیر. مولوی . هان و هان این دلق پوشان حقند صدهزار اندر هزار و یک تنند. مولوی . که ای زرق سجاده ٔ دلق پوش سیه کار دنیاخر دین فروش . سعدی . خوش می کنم به باده ٔ مشکین مشام جان کز دلق پوش صومعه بوی ریا شنید. حافظ. تو نازک طبعی و طاقت نیاری گرانیهای مشتی دلق پوشان . حافظ.