دلالت نمودن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دلالت نمودن . [ دَ ل َ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] (مص مرکب )دلالت کردن . راهنمائی کردن . هدایت کردن : اِسقاء؛ دلالت نمودن بر آب . (از منتهی الارب ). ◄ نشانه ٔچیزی بودن . دلالت داشتن . و رجوع به دلالت کردن شود.