دل ده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دل ده . [ دِ دِه ْ ] (نف مرکب ) مشغول . ◄ مستعد. (ناظم الاطباء). رجوع به دل دهی شود.
دلده . [ دِ ل َ دِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان برادوست بخش صومای شهرستان ارومیه، با ١٧٩ تن سکنه . آب آن از چشمه و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).