فرهنگ لغت

دفع‌کننده

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

بیرون‌اندازنده، بیرون‌کننده، نشرکننده رادیاتور، گرماتاب، خنک‌کن، هیت‌سینک، تشعشع اسپرینکلر، آب‌افشان، آب‌پران، فواره، آب‌پاش تخلیه‌کننده، آب‌شویه، آب‌کش مسهل غاصب، متصرف، فرد جایگزین، جانشین پرتاب‌کننده، اسلحه پرتابی

معنی دفع‌کننده | فرهنگ لغت