دشمن شناس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دشمن شناس . [ دُ م َ ش ِ ] (نف مرکب ) که دشمن را بشناسد. شناسنده ٔ دشمن . عارف خصم و عدو : برون شد یزک دار دشمن شناس یتاقی کمر بست بر جای پاس . نظامی . ◄ (ن مف مرکب ) که دشمن او را شناسد. معروف نزد دشمن . که دشمن بر او عارف باشد.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی