دستبند زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دستبند زدن . [ دَ ب َ زَ دَ ] (مص مرکب ) بند و حلقه بر دست کسی نهادن . او را مقید کردن : بند بر دست من کمند زده من بر افلاک دستنبد زده . نظامی . ◄ حلقه زدن . پره زدن . دایره بستن : گرد آن بزمه ٔ پرندزده کبک و دراج دستبند زده . نظامی .