دست کوفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دست کوفتن . [ دَ ت َ ] (مص مرکب ) ضربت زدن به دست . ◄ کوبیدن دستها به یکدیگر. بهم زدن دو کف دست تا آوا برآید : گر باد خیزد ای عجب از دست کوفتن ازدست کوب خصم مرا باد سرد خاست . خاقانی . ◄ توسعاً دست زدن . صفق : حباب بر سطح آب رقص می کرد درخت انجیر پنجه گشاده دست می کوفت . (منشآت خاقانی چ دانشگاه ص ٤).