دست پیش آوردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دست پیش آوردن . [ دَوَ دَ ] (مص مرکب ) دست زدن . شروع کردن : که این نامه را دست پیش آورم ز دفتر بگفتار خویش آورم . فردوسی . ◄ دست پیش کسی آوردن ؛ کنایه از دریوزه و گدائی کردن . (آنندراج ). دست پیش کردن . دست کشی کردن . به علامت سؤال وخواهش و کدیه دست برابر کسی دراز کردن : از آن تهی است کف آرزو گدای ترا که دست پیش تو نتواند از حیا آورد. محمدقلی میلی (ازآنندراج ).