دست پرور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دست پرور. [ دَ پ َرْ وَ ] (ن مف مرکب ) دست پرورد. دست پرورده . پرورش یافته از دست . (غیاث ). پرورش یافته به دست، مثل طفلی را که دایه اش باشد گویند: این دست پرورده ٔ اوست . (آنندراج ). آنکه تحت تربیت دیگری قرار گرفته باشد. مُربّی ̍ : همه را دید دست پرور ناز دست از آیین جنگ داشته باز. نظامی . تیرش تمام سینه پسند است و دل نشین این غمزه دست پرور طرف کلاه کیست . قدسی (از آنندراج ). ◄ (نف مرکب ) پرورنده به دست . مربی . آنکه تربیت دیگر کس کند.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی