درمان ناپذیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
درمان ناپذیر. [ دَ پ َ ] (نف مرکب ) درمان ناپذیرنده . غیرقابل علاج : تا بدانی کو حکیم است و خبیر مصلح امراض درمان ناپذیر. مولوی . بعد از این خونریز درمان ناپذیر کاندر افتاد ازبلای آن وزیر. مولوی . رجوع به درمان ناپذیر شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی