داغدار کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داغدار کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) نشان دارکردن . ◄ نشان داغ نهادن بر کسی یا حیوانی . ◄ لکه دار کردن . رنگ خلاف رنگ اصلی متن بر آن پدیدآوردن . ◄ معیب کردن . (از آنندراج ). ◄ مصاب کردن بمرگ یا کشتن عزیزی یا فرزندی .