خیز کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خیز کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) خیز برداشتن . به تندی جهیدن و بلند شدن : از آن گرمی ز شه پرهیز کردی ز پیش شه بتندی خیز کردی . نظامی . روشنی بر دفتر چارم بریز کافتاب از چرخ چارم کرد خیز. مولوی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خیز کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) خیز برداشتن . به تندی جهیدن و بلند شدن : از آن گرمی ز شه پرهیز کردی ز پیش شه بتندی خیز کردی . نظامی . روشنی بر دفتر چارم بریز کافتاب از چرخ چارم کرد خیز. مولوی .