خون گرم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خون گرم . [ گ َ ] (ص مرکب ) مقابل خونسرد. رجوع به خون سرد شود. ◄ مهربان . رؤوف . باعاطفه . بامهر. مهرورز. (یادداشت مؤلف ). ◄ انس گیرنده با همه . باهمه جوش . آنکه با همه بجوشد. آنکه زود الفت گیرد.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خون گرم . [ گ َ ] (ص مرکب ) مقابل خونسرد. رجوع به خون سرد شود. ◄ مهربان . رؤوف . باعاطفه . بامهر. مهرورز. (یادداشت مؤلف ). ◄ انس گیرنده با همه . باهمه جوش . آنکه با همه بجوشد. آنکه زود الفت گیرد.