خوش پی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خوش پی . [ خوَش ْ / خُش ْ پ َ / پ ِ ] (ص مرکب ) راهوار. خوش رفتار. (یادداشت مؤلف ). خوش قدم . خوش راه : گر بزد مر اسب را آن کینه کیش آن نزد بر اسب زد بر سکسکیش تا ز سکسک وارهد خوش پی شود شیره را زندان کنی تا می شود. مولوی .