خوش پوشاک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خوش پوشاک . [ خوَش ْ / خُش ْ ] (ص مرکب ) آراسته . نیک پیراسته در لباس . خوش لباس . (ناظم الاطباء): خِرخِر؛ مرد خوش خوراک و خوش پوشاک . (منتهی الارب ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خوش پوشاک . [ خوَش ْ / خُش ْ ] (ص مرکب ) آراسته . نیک پیراسته در لباس . خوش لباس . (ناظم الاطباء): خِرخِر؛ مرد خوش خوراک و خوش پوشاک . (منتهی الارب ).