خوش باد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خوش باد. [ خوَش ْ / خُش ْ ] (جمله ٔ فعلیه ٔ دعایی، صوت مرکب ) نکو باد. نیکو باد. خوب بادا.
خوش باد. [ خوَش ْ / خُش ْ ](ص مرکب ) با باد نیکو. با باد خوب . رَیِّح : یوم ریح ؛روزی خوش باد. (یادداشت مؤلف ). عذوت الارض ؛ خوش باد گردید. عذا البلد، خوش باد گردید شهر. (منتهی الارب ).