خورشیدی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خورشیدی . [ خوَرْ / خُرْ ] (ص نسبی ) منسوب به خورشید : بخورشیدی سریرش هست موصوف بمه برکرده معروفیش معروف . نظامی . ♦ سال خورشیدی ؛ مقابل سال هجری . سالی که مدت آن سیصدوشصت وپنج روز و چند ساعت است . ◄ (حامص ) پرتوافکنی . (یادداشت مؤلف ). ◄ (اِ) گلهای تیره ٔ مخصوصی از گیاهان که در وسط آنها دایره ای از گلهای زرد و در کنارشان اشعه ای از گلهای رنگین است مانند گل آفتاب گردان . (دایرةالمعارف فارسی ).
خورشیدی . [ خوَرْ / خُرْ ] (اِخ ) نام شاعری بوده است که بقول رشیدالدین وطواطدر حدائق السحر اشعار ذوبحرین منشوری ابوسعید احمدبن محمد سمرقندی را شرح کرده است . (یادداشت مؤلف ).