فرهنگ لغت

خورتامیش

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خورتامیش . [ خُرْ تام ْ می ] (ترکی، اِ) بترکی مرده ای که شیطان به جسد او درشود و در میان زندگان پدیدار آید و چنین کس را بعقیده ٔ ترکان باید سنگسار کرد و کشت . (یادداشت مؤلف ).

معنی خورتامیش | فرهنگ لغت