فرهنگ لغت

خورتاب رود

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خورتاب رود. [ خُرْ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان لاویج بخش نور شهرستان آمل، واقع در ٢٤هزارگزی جنوب باختری سولده . این ده کوهستانی و سردسیر با ٢١٠ تن سکنه است . آب آن از چشمه و محصول آن غلات و لبنیات وشغل اهالی زراعت و گله داری و راه مالرو می باشد. در تابستان مردم آن از قراء قشلاقی نور برای هواخوری به این آبادی میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).

معنی خورتاب رود | فرهنگ لغت