خودداری کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خودداری کردن . [ خوَدْ / خُدْ ک َ دَ ] (مص مرکب ) کف ّ نفس کردن . ◄ تحفظ. احتراس . حفظ کردن . ◄ امساک کردن . ◄ احتماء. ◄ تعفف . ورع ورزیدن . (یادداشت بخط مؤلف ). ♦ خودداری کردن از ؛ شکیبیدن از. (یادداشت بخط مؤلف ).
مترادف و متضاد واژهدان
امتناع کردن، امتناع ورزیدن، استنکاف ورزیدن، تحاشی کردن تمرد کردن، سرپیچی کردن مضایقه کردن ممانعت کردن، جلوگیری کردن خویشتنداری کردن، بردباری کردن، شکیبایی کردن
فرهنگ طیفی واژهدان
خودرا محدود کردن، استفاده نکردن، ترک استفاده کردن، پرهیزگار بودن، پرهیزیدن طفره رفتن، بهانه آوردن، اجتناب کردن محدود شدن، پا [ی] بند شدن، اسیر یا گرفتار شدن دم (لب) فروبستن، فروخوردن، خوردن، ساکت شدن، ساکت بودن