مضایقه کردن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
خودداری کردن، دریغ ورزیدن سختگرفتن، سختگیری کردن
واژگان فارسی سره واژهدان
فروگزاری کردن، فروگزاردن، فروگذراری کردن، فروگذاشت، فروگذاری کردن، فروگذاردن، دریغیدن، دریغ کردن، خودداری کردن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
خودداری کردن، دریغ ورزیدن سختگرفتن، سختگیری کردن
واژگان فارسی سره واژهدان
فروگزاری کردن، فروگزاردن، فروگذراری کردن، فروگذاشت، فروگذاری کردن، فروگذاردن، دریغیدن، دریغ کردن، خودداری کردن