خفتیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خفتیدن . [ خ ُ دَ ] (مص )خسبیدن . مصدر دیگریست برای خوابیدن . خفتن و بهمه معانی آن استعمال میشود. ◄ بوسیدن یکدیگر. (ناظم الاطباء). ◄ غلطیدن . (آنندراج ). پیچیدن و گردیدن . ◄ راحت شدن . (ناظم الاطباء). ◄ ماست گردیدن شیر و جغرات شدن آن . (برهان قاطع). ◄ بر زانو نشستن . (ناظم الاطباء). ◄ بزانو درآمدن شتر. (برهان قاطع).