خطرگاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خطرگاه . [ خ َ طَ ] (اِ مرکب ) جای خطر. جای آفت . آفتگاه : سر برون زد ز عرش نورانی در خطرگاه سر سبحانی . نظامی . چون قدر مایه راه بنوشتند وز خطرگاه کوه بگذشتند. نظامی . کنون در خطرگاه جان آمدیم ز باران سوی ناودان آمدیم . نظامی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی