خشاره کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خشاره کردن . [ خ ُ / خ َ رَ / رِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) هرس کردن . زدن شاخهای ناسودمند و زاید درختی . پیراستن شجری . تبییت . (یادداشت بخط مؤلف ): بیت النخل ؛ پیراست و خشاره کرد خرمابن را. (منتهی الارب ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خشاره کردن . [ خ ُ / خ َ رَ / رِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) هرس کردن . زدن شاخهای ناسودمند و زاید درختی . پیراستن شجری . تبییت . (یادداشت بخط مؤلف ): بیت النخل ؛ پیراست و خشاره کرد خرمابن را. (منتهی الارب ).