خسقات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خسقات . [ خ َ س َ ] (ع اِ) خوشرویی در سوداگری در یک بار و ترش رویی در بار دیگر و منه : انه لذو خسقات فی البیع؛ یعنی باری روا می دارد و باری فسخ بیع می کند. (از منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خسقات . [ خ َ س َ ] (ع اِ) خوشرویی در سوداگری در یک بار و ترش رویی در بار دیگر و منه : انه لذو خسقات فی البیع؛ یعنی باری روا می دارد و باری فسخ بیع می کند. (از منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ).