فرهنگ لغت

خردکین

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خردکین . [ خ ُ ] (ص مرکب ) سبک کینه . کم کینه : با عدوی خُرد مشو خردکین خرد شوی گر نشوی خرده بین . نظامی .

معنی خردکین | فرهنگ لغت