خرده گیری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خرده گیری . [ خ ُ دَ / دِ ] (حامص مرکب ) اعتراض . (یادداشت بخط مؤلف ). ◄ نقد. انتقاد. (یادداشت بخط مؤلف ). عمل خرده گیر.
مترادف و متضاد واژهدان
عیبجویی، عیبگیری اعتراض، انتقاد، ایراد (متضاد: تحسین، تعریف، تمجید) مذمت نقادی، نقد، نکتهگیری، نکتهسنجی، نکتهبینی
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی