خرت خرت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خرت خرت . [ خ ِ خ ِ ] (اِ صوت ) صوت، و حکایت از صوت مته ای که چوبی را سوراخ میکند و یا چرخ خیاطی و امثال آن که بصدا درمی آید. بیشتر کسی این را میگوید که بخوابست وبر اثر صداهای فوق از خواب بازماند و بصورت اعتراض میگوید: آنقدر خرت خرت شد که من از خواب بیدار شدم .