خربة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خربة. [ خ َ رِ ب َ ] (ع ص، اِ) جای ویران و ناآباد. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ). ◄ هیئة خارب . (منتهی الارب ). ج، خرب .
خربة. [ خ َ رَ ب َ ] (اِخ ) نام سرزمینی است بحوالی ضربه و بدانجا معدنی است که آنرا معدن خربه نامند. ابومنذر گوید خربه دختر قنص بن معدبن عدنان مادر بکر دختر ربیعةبن نزار بود که بدین سرزمین فرودآمد و نام او بر آنجا بماند. (از معجم البلدان ).
خربة. [ خ ُ ب َ ] (اِخ ) نام آبی است در دیار بنی سعدبن ذبیان بن بغیض و بین آنجا و ضریه شش میل راه است . بعضی نام آنرا خَرْبة یاد کرده اند. (از معجم البلدان ).