خرانبار کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خرانبار کردن . [ خ َ اَک َ دَ ] (مص مرکب ) جمعیت و هجوم کردن مردم بجهت کاری . ◄ جماع کردن چند شخص با یکنفر. ◄ فتنه و آشوب کردن . ◄ شلتاق کردن . ◄ کسی را جهت رسوایی بر خر سوار کردن و در شهر و محلات گردانیدن .