خراب شده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خراب شده . [ خ َ ش ُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) از بین رفته . بیچاره شده : رعیت مظلوم خراب شده و ستم رسیده چه سود داد. (مجالس سعدی ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خراب شده . [ خ َ ش ُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) از بین رفته . بیچاره شده : رعیت مظلوم خراب شده و ستم رسیده چه سود داد. (مجالس سعدی ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی