خدانخواسته
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خدانخواسته . [ خ ُ ن َ خوا / خا ت َ / ت ِ ] (ق مرکب ) مانند خداناکرده .همواره بر سر جملات تمنی درآید. خدا نکند که چنین واقع شود. (آنندراج ). خدا نکند. خدانکرده : به رشک الفت صد مدعی کسی چه کند خدانخواسته گر یار مهربان باشد؟ میرنجات (از آنندراج ). ◄ کلمه ٔ ملامت که موقع تنبیه گویند. (از ناظم الاطباء).