خداشناس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خداشناس . [ خ ُ ش ِ ] (نف مرکب ) پارسا. خدادان . (آنندراج ). موحد. (ناظم الاطباء). ربانی . باایمان : مردی خداشناس و عابد بود. (مجمل التواریخ و القصص ). نصیب ماست بهشت ای خداشناس برو که مستحق کرامت گناهکارانند. حافظ.