خالی خواستن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خالی خواستن . [ خوا / خا ت َ ] (مص مرکب ) طلب خلوت کردن . تقاضای ملاقات خصوصی کردن . استخلاء. (منتهی الارب ) : گفتم بیاریدش، درآمد و خالی خواست . (تاریخ بیهقی ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خالی خواستن . [ خوا / خا ت َ ] (مص مرکب ) طلب خلوت کردن . تقاضای ملاقات خصوصی کردن . استخلاء. (منتهی الارب ) : گفتم بیاریدش، درآمد و خالی خواست . (تاریخ بیهقی ).