خاقانی | دیوان اشعار | قطعات | شماره ۹۱ - در رثاء دختر خویش
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
پیش بین دختر نو آمد من دید کفاتش از پس است برفت تحفهای تازه کآمد از ره غیب دید کاین منزل خس است برفت گهری خرد بود و نیک شناخت کاین جهان بد گهر کس است برفت صورتش بست کز رسیدن او خاطر من مهوس است برفت دید در پرده دختر دگرم گفت محنت یکی بس است برفت