خاقانی | دیوان اشعار | قطعات | شماره ۲۲۶
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
همه درگاه خسروان دریاست یک صدف نی و صد هزار نهنگ کشتی آرزو درین دریا نفکند هیچ صاحب فرهنگ یک گهر ندهد و به جان ستدن هر زمان باشدش هزار آهنگ در پناه خرد نشین که خرد گردن آز راست پالاهنگ تو و گنجی، مه صدر و مه ایوان تو و نانی، مه میر و مه سرهنگ