حوقلة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حوقلة. [ ح َ ق َ ل َ ] (ع مص ) درو کردن . ◄ بازماندن پیر از جماع بسبب پیری . ◄ مانده شدن و ضعیف گردیدن . (منتهی الارب ). سخت پیر شدن و عاجز شدن از جماع . (مهذب الاسماء). ◄ لا حول و لا قوة الا باﷲ گفتن . ◄ بشتاب رفتن . ◄ گام نزدیک نهادن . ◄ خفتن . ◄ سپس رفتن . ◄ دست نهادن پیران بر تهیگاه هنگام خرامیدن . ◄ (اِ) قاروره ٔ درازگردن که با مشک دارند. ◄ نره ٔ سست بیکار. (منتهی الارب ).