حوضک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حوضک . [ ح َ ض َ ] (اِ مصغر) مصغر حوض باشد و حوض کوچک را نیز گویند. (آنندراج ) (برهان ) : بهشتی بزمش از بزم بهشتی ز حوضکهای می پر کرده کشتی . نظامی . ◄ طاس بزرگ . (آنندراج ) (برهان ) (شرفنامه ٔ منیری ) : بر روی حوض حوضک سیمین نهاد باد تا کوزه ٔنبات برون زد ز ناودان . (از شرفنامه ٔ منیری ).