حوش و بوش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حوش و بوش . [ ح َ / حُو ش ُ ب َ / بُو ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب، از اتباع ) اطراف و کرّ و فر و شهرت و قدرت : غلامات منتصر بیک صولت حوش و بوش او را چون حروف تهجی از هم بپراکندند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). اموالی بی حد حاصل کرد و او را حوش و بوشی جمع شد. (المضاف الی بدایع الازمان ).