حوریة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حوریة. [ ری ی َ ] (ع ص ) زن سپیدپوست و نرم . (اقرب الموارد). رجوع به حور و حوراء شود.
حوریة. [ ری ی َ ] (اِخ ) فرقه ای از متصوفه . (اقرب الموارد). گروهی از متصوفه ٔ مبطله باشند. و مذهب ایشان مثل مذهب حالیه است . الا آنکه میگویند حوران بهشتی در بیهوشی نزد ما می آیند و با ایشان صحبت واقع میشود. و چون بهوش می آیند غسل میکنند. کذا فی توضیح المذاهب . (کشاف اصطلاحات الفنون ).