حورالعین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حورالعین . [ رُل ْ ](ع اِ مرکب ) به معنی زنان سپیدپوست فراخ چشم، چه حورجمع حوراء است و حوراء به معنی زن سپیدپوست که موی سر و سیاهی چشمش بغایت سیاه و پوست بدنش بغایت سپید باشد و عین جمع عیناء است و لفظ عیناء به معنی زن فراخ چشم . (غیاث ) (آنندراج ). حور به تنهایی یا بصورت مرکب در فارسی بصیغه ٔ مفرد استعمال میشود : کوهسار خشینه را به بهار که فرستد لباس حورالعین . کسایی . نه در قبیله ٔ آدم که در بهشت خدای بدین کمال نباشد جمال حورالعین . سعدی . شب رحلت هم از بستر روم در قصر حورالعین اگروقت جان دادن تو باشی شمع بالینم . حافظ. از پی آنکه بدین خدمت نزدیکترند بر غلامانش همی رشک برد حورالعین . ؟ رجوع به حور شود.